الشيخ الصدوق ( مترجم : كمره اى )

178

الخصال ( فارسى )

متداخل مىكند . 3 - آنكه خود اجراء نظريه نسبيه نيازمند آنست كه صغير و كبيرى در گناهان تخصيص داده شود تا آنكه حكم كنيم اين صغير نسبت به آن اصغر كبيره است و آن كبيره نسبت به آن اكبر صغيره است و ميپرسيم از كجا ميفهميد كه آن اكبر است و آن كبير و آن اصغر و آن صغير تا نظريهء نسبيه را تطبيق كنيد ، و اگر براى تشخيص اين مراتب ميزان و دليلى در دست هست با همان ميزان مراتب گناهان تعيين مىشود ديگر نيازى بنظريه نسبيه نداريم . و صحيح اينست كه براى اثبات كبيره بودن گناهى يكى از سه دليل متقن لازم است . 1 - آنكه در قرآن يا سنت ثابت بطريق معتبر تصريح شده باشد كه فلان گناه كبيره است . 2 - آنكه در قرآن نسبت بگناهى صريحا كيفر عذابى بيان كرده باشد چنانچه فرمايد هر كس عمدا مؤمنى را بكشد كيفرش دوزخ است . 3 - آنكه مساوى يا اكبر از گناهى شمرده باشد كه كبره بودنش ثابت است چنانچه فرمايد غيبت سخت‌تر از زنا است يا آنكه كاهن چون ساحر است در صورتى كه دليلى آمده كه زنا كبيره است يا سحر كبيره است كبيره بودن غيبت و كهانت هم ثابت مىشود . و اما راجع باختلاف اخبار در شمارهء كبائر بايد آنها را حمل بر مراتب كرد زيرا البته گناهان كبيره هم مراتبى دارند و اكتفاء بعضى اخبار بچندى از آنها از باب آنست كه اهميت بيشترى دارند يا از باب اثر مخصوصى است كه بر آن دسته مترتب است چنانچه ممكن است گفت سقوط استحقاق بهشت از شيعه منوط ارتكاب اين هشت گناه مخصوص است و حتى اين اثر بر مثل دزدى و زنا بار نيست با اينكه كبيره بودن آنها از نظر منافات با عدالت ظاهرا محل ترديد و خلافى نباشد . 13 - براى على ( ع ) هشت خصلت است . ابو ايوب انصارى گويد پيغمبر بيمار شد و فاطمه بعيادت او آمد حالش سخت بود چون فاطمه سختى بيمارى پدر را ديد گريه گلويش را گرفت تا اشك بر رخسارش روان شد پيغمبر به او فرمود اى فاطمه خداى جل ذكره زمين را خوب بازرسى كرده و از